خرید بک لینک

درباره سایت

اعتماد کن

آخرین مطالب

    امکانات وب

    در خاطراتت جانمان حتی خوباش اگر لازمه درسی را فرابگیری یاد بگیر بدون خشم و عقده برگرد به زندگی اینگونه به آرامی خواهی رویید و غم ها خواهند پژمرد تو جوانه بزن چرا اینقدر به حرف دیگران بها میدی. تا کی میخوای تاوان بپردازی چرا به خودت و تصمیمت برای مدتی هرچند کوتاه احترام نمیگزاری با هر حرف و هر اشاره جهت عوض میکنی گیریم که راهت اشتباه است و تو میدانستی از ابتدا ولی علیرغم این آگاهی تصمیم گرفتی پ

    برچسب: هشتاد, نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:48

    تمام ان روزها گذشت. تمام ان روزهایی که در انتظار امدنت بیدار میماندم.تمام ان شبهایی که نگران برگشتت بودم و برایت دعا میخواندم.ان روزها گذشت و من بزرگتر شدم.بزرگتر شدم و متوجه شدم همیشه منتظرت هستم. در هر لحظه و هر اتفاق، تو را جستجو میکنم. چه جستجوی عبثی ! چقدر زمان را از دست دادم. به نظرم هیچ از دست دادنی اینقدر دردناک نیست که بدانی انتظارت را براورده نمیکنند اما باز هم لجوجانه ادامه میدهی.گاهی

    برچسب: هشتاد, نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:48

    رابطه عاطفى خوب ساختن ابدا شانسى نيست و هيچوقت كار آسونى نبوده و نخواهد بود.
    فقط بايد رنج تنهايى، رابطه پر دردسر ، خيانت ديدگى و پشت تلفن اشغال به هزارجا فكر كردن را چشيده باشه يكى تا بفهمه اين درس چقدر ارزش داره،
    رابطه خوب يعنى روزهاى خوب و معموليش بيشتر از روزهاى بدش باشه و روزهاى بدش كم و كمتر بشه (صفر نهواهد شد.

    نوشته شده توسط شهرزاد در 21:43 | لینک ثابت •

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:48

    u200d اگر همۀ بارهایی را که بر دوش خود انباشتهای، در رودخانۀ حیات رها میکردی میگذاشتی تا همانی که «هست» تو را با خود ببرد، رهایی را تجربه میکردی. ... حمل این بارهای اضافی خود را بهصورت بیماری، کسالت، جراحت و درد آشکار میکند. کار چندان دشواری نیست. لازم است فقط یک حقیقت را بپذیری و آن را زندگی کنی. این لحظه در کمال است. همین را بدان. آن شو. آنرا زندگی کن. تنفسش کن. با آن بمان و در آن مستقر شو

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:48

    فرزانه خود را درگير خصم و ضعف هاي ديگران نميكند

    گر بدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد ، گو تو خوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم .

    دقيقا زماني كه داري به چيزهاي كوچك فكر ميكني ،

    فرصت فكرهاي بزرگ از دستت ميرود ،

    نوشته شده توسط شهرزاد در 23:40 | لینک ثابت •

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:48

    گاهی دوست داشتن خودمان سخت ترین اتفاق دنیا میشود. هر انچه در ما وجود دارد بخشی از ماست و ما باید بپذیریم و به تمام خودمان عشق بورزیم. ببینیم خودمان را که در بسیاری از اتفاقات و رابطه ها گیج و مبهوت ایستاده و نمیداند چطور رفتار کند و چه تصمیمی بگیرد! ببینیم خودمان را که خسته شده است از رفتارهایی که در خودش وجود دارد و دوستشان ندارد. با پذیرش خودمان با تمام رفتارهای خوب و ناخوب خودمان میتوانیم تغیی

    برچسب: چهارم, نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:48

    با همین که هست میخواهی چگونه باشی

    از قربانی دیدن خود و غر زدن راجع به واقعیت دست بردار

    تغییر کن

    اگه نه بهاش درجا زدن و رشد نکردن است.

    ببین کجاها پی خواسته های کودکانه و سودهای مقطعی میروی و از سودهای کلان عقب میمانی

    نوشته شده توسط شهرزاد در 22:45 | لینک ثابت •

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:48

    مچ خودت رو بگیر وقتی رفتارهای مخرب گذشته را انجام میدهی

    مدتی در هوشیاری نگهش دار و نگذار ناخودآگاه باشد تا جان بدهد

    اگر تمرکزت روی چیزی باشه که نمیخوای همان اتفاق میفتد

    مثل راننده رالی نگاهت به وسط جاده باشه

    من از رابطه می آموزم و بالغ میشم

    هر رابطه قربانی خودش را دارد.

    من انتخاب میکنم که چه چیز را قربانی کنم.

    نوشته شده توسط شهرزاد در 22:52 | لینک ثابت •

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:48

    روانشناس سوئیسی تعبیر جالبی از انسان خوشحال دارد که بسیار از تعریف عادی و معمول خوشحالی فاصله دارد : بر اساس این تعریف ، خوشحال بودن یعنی توانمندی بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها ، خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد! خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علم به فانی بودن همه چیز ،

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:48

    آنچه را که گذشته ، بگذار برود .
    آنچه را که شاید بیاید بگذار برود .
    آنچه را که هم اینک روی میدهد بگذار برود .
    سعی نکن که هیچ چیزی را کشف کنی .
    سعی نکن که باعث روی دادن چیزی شوی .
    راحتی اختیار کن ، همین حالا ، و در صلح بمان...

    نوشته شده توسط شهرزاد در 11:39 | لینک ثابت •

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 21:48

    ای کاش میتونستم به تو هم بی تفاوت باشم نمیدونی چقدر حس تلخ و دردناکیه وقتی میدونی تو دنبال کسی هستی و هیچوقت بهش نمیرسی چون اون نمیخواد چقدر سخت است خواستن و نرسیدن و من تو را خواستم ولی نتوانستم از آن تو باشم یا تو مال من این حس را بارها و بارها تجربه کرده ام ولی انگار باز هم مثل اولین بار تازه است با همان نگرانی های اولین تجربه با همان ندانم ها بلوغ و پختگی قدیم به چه کار می آید وقتی دوستت دار

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:47

    انگار توی خواب به خودم میگفتم اگر اعتماد کنی و بپذیری شاید راحت تر باشی آرام تر باشی اینقدر سوال نداشته باشی اگر باز باشیم و بپذیریم شاید بهای کمتری بپردازیم شاید الان بهترین کاری که میتونی انجام بدی همینه شاید الان این اتفاق و این تنهایی و بی تکلیفی بهترین اتفاقه گرچه همه همکارام بچه هاشون هم به دنیا اومد و سر و سامان گرفتند ولی من هنوز منتظر یک پسرم که دوستم داشته باشد هنوز درگیر مسائل 13 سال

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:47

    رشد رو در این شصت و سه روز کاملا حس میکنم ولی هنوز راه زیادی مانده تحول زمانی شروع میشه که ما سهممان و مسئولیتمان را در تمام اتفاقات میبینیم. وقتی به دنبال ریشه مشکلات در بیرون میگردی امیدی به اصلاح نیست یا همین الان کاری براش میکنی یا بارها در زندگی برایش بها خواهی پرداخت ما با یک سری نشانه ها زندگی میکنیم اگر در زندگی چشممان را روی این نشانه ها ببندیم با مشکل مواجه میشویم چگونه بودن منه که این

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:47

    اگر میخواهید احساس حماقت نکنید صبور بودن را تمرین کنید. به درونتان و منطقتان احترام بگذارید.

    باید صمیمیت و امنیت در رابطه واضح شود تا پشیمانی و احساس شکست اتفاق نیفتد.

    چقدر دلتنگت هستم. هیچوقت فکر نمیکردم اینهمه دوری را تاب بیاورم

    چقدر صبورترم امروز

    نوشته شده توسط شهرزاد در 23:54 | لینک ثابت •

    برچسب: چهارم, نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:47

    اینهمه روز انتظار تموم نمیشه نمیدونم سخته یا نیست ولی اگه امید الکی باشه احتمالا خیلی ناراحت میشم هر جا عدم انعطاف و مقاومت باشه، ترس هم هست. در کجا ترس مانع من شده؟ در کجا ترس داره برام تصمیم میگیره؟ اون ترس ها اغلب برمیگرده به گذشته های دور. به جاهایی که ترس در هم شکستن و رها شدن بهمون دست میده. تا وقتی نسبت بهش واقع بین نباشیم و نخواییم کاری بابتش بکنیم، همونجا گیر میکنیم. دیدگاه و الگوهای زن

    برچسب: پنجم, نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:47

    چقدر سخته که بپذیری و رها کنی

    بپذیری نمیشه نمیخواد که بشه

    علیرغم تمام تلاش و خواستن نشد که نشد

    اینهمه انتظار برای هیچ

    حتی ارزش یک خداحافظی هم نداشتم

    کاش از اول میدونستم انتظار نکشم

    صبر نکنم

    بپذیرم

    چرا اینقدر میچسبم

    اینقدر منتظر برگشت میمانم

    ای کاش از اول میپذیرفتم

    نوشته شده توسط شهرزاد در 23:40 | لینک ثابت •

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:47

    فصل عوض میشود جای آلو را زردآلو میگیرد و جای دلتنگی را دلتنگی دقیقا امروز یک ماه گذشت از آخرین روزی که دیدمت هر روزش رو شمردم و منتظر برگشتت بودم ولی مثل اینکه باید پذیرفت برگشتنی درکار نیست تمام شد دوباره تنها شدی دوباره رها شدی دوباره دلتنگی و چقدر طول میکشه ترمیم این زخمها چقدر دوستت داشتم چقدر برام خاص بودی باعث شدی عشقم با همه مهربانی هایش از چشمم بیفته ولی چه باید کرد زندگی همینه همینه دلتن

    برچسب: هشتم, نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:47

    گاهی که زندگی سخت میشه احساس میکنم کلافه ام خسته ام دچار بی معنایی و خستگی میشوم انگار آرامشم که بسیار برایم مهم است متاثر از این کلافگی شده انگار نیاز به سکوت دارم امروز را اینگونه آغاز کردم با انبوهی از انرژی منفی در ادامه که برای خودم تنهایی و ساعاتی سکوت و مطالعه تجویز کردم معنایم را دوباره یافتم من معنا و هدف زندگیم چیزی فراتر از آدمهای اطراف و اتفاقات متصور است من مستقل از آنکه می آید و آن

    برچسب: هشتم, نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:47

    اگر از من بپرسند مهمترين يافته تو در بهبود زندگى عاطفى چيست، خواهم گفت:سازگارى معقول؛كار آسونى هم نيست؛خيلى خويشتن دارى ميخواد،خيلى متانت ميخواد،حوصله بايد كنى ،وقت بايد بگذارى،جرات بايد كنى ببينى تو نيز اشتباه ميكنى،در واقع خودسازى ميخواد یار خوب شدن،همسر خوب شدن،و ماندن.#عليرضاشيرى امروز که به زندگی و رازهاش و اصرارم برای کشف آینده و خواندن ذهن آدمها فکر میکردم از خودم پرسیدم این سوالهایم رو

    برچسب: نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:47

    اولین روز دوره سوم شکرگزاری من دستاوردهای زیادی داشته خدایا سپاس دلم چهار دهه از این زندگی گذشت اینهمه دل سپردی و دل کندی هنوز یاد نگرفتی انتظار نکشی بگذاری و بگذری در انتظار بازگشت نباشی یه چیزی یادت باشه برای روابط بعدی البته نمیدونم اصلا دیگه حوصله اش رو دارم و انرژی اش رو ولی به قول یکی بعد از جنگ بازماندگان ازدواج کردند و دوباره بچه دار شدند پس هرچند الان خسته ای و نمیخوای دوباره زخمی بشی و

    برچسب: هفتاد, نویسنده: ستایش فدایی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:47

    صفحه بندی